Site Loader

  ثبت اسم تک سیلابی – اسم سه سیلابی– انتخاب نام شرکت

یکی از مهمترین دغدغه های فعالان اقتصادی این روزها انتخاب اسم شرکت می باشد. به طوریکه اولین سوال در مشاوره ها نحوه ی ثبت اسم دلخواه و یا کلماتی که برای اسم شرکت می توان انتخاب نمود می باشد. اما برای بسیاری سوال دارند که آیا می توان اسم تک سیلابی انتخاب نمود یا خیر؟

ثبت اسم تک سیلابی

با توجه به شرکتهایی که تاکنون به ثبت رسیده گنجایش ثبت اسم تک سیلابی برای شرکت پر شده است بنابراین اداره ثبت شرکتها اعلام به اتمام ظرفیت ثبت اسم های تک سیلابی و دو سیلابی و 3 سیلابی نموده اند و اسامی که دارای 4 سیلاب باشند با در بر داشتن شرایط لازم به ثبت می رسند. در برخی مواقع اگر اسامی خاص استفاده شود، ممکن است بتوان اسم سه سیلابی انتخاب نمود.

همان طور که بیان شد ثبت اسم تک سیلابی برای شرکت ها در حال حاضر ممکن نیست ولی می توان آن را در قالب برند البته با توجه به شرایط مخصوص ثبت برند، ثبت نمود و برای ارائه خدمات و کالاهای خود از این نام استفاده نمود.

در کارشناسی تعیین نام اشخاص حقوقی (انتخاب نام شرکت)، مفاد دستورالعمل اجرایی تعیین نام اشخاص حقوقی  به شرح  زیر تعیین می گردد:

ماده 1-متقاضیان ثبت اشخاص حقوقی، با معین نمودن نوع شخصیت حقوقی و ارائه مدارک لازم، نسبت به پیشنهاد نام شخصیت حقوقی (انتخاب نام شرکت) مورد نظر مبادرت نمایند.

ماده 2-نام اشخاص حقوقی عبارتست از واژه یا واژگان با معنی که متقاضیان ثبت اعم از ایرانی یا خارجی برای شناسایی شخصیت حقوقی به مرجع ثبت پیشنهاد می نمایند.

ماده 3-اشخاص حقوقی که ثبت نام پیشنهادی آن ها منوظ به اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح است باید پیش از ارائه تقاضای ثبت تاسیس به مرجع ثبت شرکت ها، به طریق مقتضی نسبت به اخذ مجوز اقدام و به ضمیمه مدارک تسلیم نمایند.

ماده 4-فرصت اعتبار نام تایید شده اشخاص حقوقی که به ثبت و آگهی منجر می شوند نامحدود است. در صورتی که نام تایید شده شخص حقوقی در شرف تاسیس یا تغییر منجر به ثبت و آگهی نگردد صرفاَ سه ماه از تاریخ تایید نام اعتبار دارد. این مدت برای شرکت های سهامی عام، 6 ماه از تاریخ تشکیل مجمع عمومی موسس می باشد.

ماده 5-نام شخص حقوقی(نام شرکت)ثبت شده با رعایت تاریخ تقدم، مختص شخصی است که به نام آن در مرجع ثبت شرکت ها به ثبت رسیده است و دیگری حق اختیار عین نام مذکور یا متجانس(تام، ناقص حرکتی، لفظی) آن را ندارد. این حق پس از انحلال و ختم تصفیه، منتفی می شود.

ماده 6-نام پیشنهادی اشخاص حقوقی(انتخاب نام شرکت)در موارد ذیل قابل تایید نمی باشد:

نام هایی که به تشکیلات دولتی و کشوری اختصاص دارند.

نام هایی که در آن از اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه استفاده شده باشد.

نام هایی که مخالف موازین شرعی، نظم عمومی و یا شامل واژه های بی معنا یا الفاظ زشت و نا پسند و خلاف اخلاق حسنه باشند.

نام یا نام اختصاری یا حروفی که رسماَ متعلق به دولت باشد اعم از ایران، کشور، ناجا، مگر با ارائه مجوز از مقام صلاحیت دار دولتی.

هنگامی که در یک نام پیشنهادی، ترکیبی از دو واژه فارسی، تداعی کننده یک واژه بیگانه باشد، امکان ثبت آن وجود ندارد.

تبصره: واژه های بیگانه یا غیر متعارف یا مخفف تنها در صورتی قابل استفاده در نام شخص حقوقی(نام شرکت)است که مورد تایید فرهنگستان زبان و ادب فارسی باشند.

ماده 7-در تعیین نام اشخاص حقوقی(نام شرکت)،معیارهای ذیل لازم الرعایه است:

چنانچه تفاوت نام پیشنهادی با نام ثبت شده تنها در استفاده از پسوند جمع(نظیر ون، ین، ها و یا جمع مکسر)یا حذف آن باشد امکان ثبت آن وجود ندارد.

چنانچه  نام شخصیت حقوقی به صورت مقید ثبت شده باشد امکان انتخاب نام جدید مشتق از آن به صورت مطلق برای شخصیت حقوقی دیگر وجود ندارد.

واژه هایی که به طرز گمراه کننده ای شبیه نام ثبت شده دیگری باشند، پذیرفته نمی شوند.

اضافه کردن کلمات توصیفی از قبیل اصل، نوین، برتر، برترین، نو به اسامی ثبت شده قبلی پذیرفته نمی شود.

اضافه کردن اعداد به نام هایی که سابقه ثبت دارند پذیرفته نمی شود و در صورت استفاده اعداد در نام های جدید پیشنهادی باید نگارش آن ها به صورت حروفی باشد.

تبصره: چنانچه نام پیشنهادی مشمول بندهای فوق باشد فقط در صورت ارایه رضایت نامه کتبی شخصیت حقوقی مقدم در قالب صورتجلسه هیات مدیره، قابل ثبت است.

ماده 8-چنانچه نتیجه کارشناسی نام، نشانگر وجود تعارض در نام پیشنهادی با مفاد این دستورالعمل باشد، مراتب با ذکر علت رد نام پیشنهادی، به متقاضی اطلاع رسانی می شود تا نام های جدیدی پیشنهاد نماید.

تبصره 1: در صورتی که متقاضی به نتیجه کارشناسی نام، اعتراض داشته باشد مراتب را با ذکر دلایل خود در قالب فرم اعتراض، به مرجع ثبت شرکت های بررسی کننده ی نام، اعلام تا کارشناسی مجدد صورت پذیرد.

تبصره 2: در صورتی که در کارشناسی دوم نیز نام پیشنهادی رد شد، متقاضی می تواند با تکمیل فرم مربوط، مراتب اعتراض خود را با ذکر دلایل به اداره کل ثبت شرکت ها و موسسات غیر تجاری اعلام نماید. نظریه مسئول تعیین نام اداره کل ثبت شرکت ها و موسسات غیر تجاری، نظر نهایی محسوب می شود.

ماده 9-نام های تایید شده قابل انتقال به غیر نمی باشد.

ماده 10-نام اشخاص حقوقی ثبت شده با تسلیم صورتجلسه ای که با رعایت قوانین، مقررات و شرایط اساسنامه متناسب با نوع شخصیت حقوقی تنظیم و به مرجع ثبت شرکت ها ارائه می شود قابل تغییر خواهد بود.

ماده 11-در تعیین و تغییر نام اشخاص حقوقی(تغییر نام شرکت)رعایت مواد 95 و 117 و 141 و 163 و 184 و 200 قانون تجارت و تبصره ذیل ماده 4 لایحه اصلاحی قانون تجارت و تبصره ذیل ماده 1 آیین نامه ثبت تشکیلات و موسسات غیر تجاری الزامی است.

نحوه انتخاب نام شرکت سه سیلابی

ویژگی هایی که اسم شرکت باید داشته باشد و نحوه انتخاب نام شرکت سه سیلابی را در ذیل مورد بررسی قرار خواهیم داد.

کلمات استفاده شده در اسم شرکتها باید شرایط زیر را داشته باشند :

کلمه استفاده شده در نام باید فارسی بوده دارای معنای مشخص و ثبت شده در فرهنگ لغات مانند دهخدا و عمید باشد.

نمی‌توان از اختصار یا مخالف کلمه یا ترکیب اول حروف چند کلمه برای نام استفاده کرد.

بهتر است از حروف ربط (مانند از , و، با) در این نام شرکت استفاده نشود چون می تواند مشکل ساز باشد.

اعداد را فقط میتوان به صورت نوشتاری استفاده کرد.

کلمه هایی که از زبان های محلی یا قومی ایرانی نشات می گیرند (مانند کلمه های آذری، ترکی، کردی و غیره) تنها در استان های محل استفاده خودشان قابل ثبت هستند.

در انتخاب نام شرکت حتما باید از اسم خاص بهره گرفت. اسم خاص اسمی است که تنها به یک فرد یا شی اشاره دارد و شامل گروه یا مجموعه نمی شود.

کلمه های زیر مجاز برای استفاده در نام شرکت ها نیستند و یا استفاده از آنها نیاز به مجوز از مراجع مربوطه دارد.

ملی، ایران، ملت، کشور، انتظام، نظام، نفت، کارواش، فانتزی، شهروند، اقتصاد، میهن، جوانان پتروشیمی، دادگستر، بنیاد، سازمان، مرکز، بهزیست، بانک، بسیج، جهاد، آسانسور، آژانس، ایثار، ایثارگران، شاهد، شهید، آزاده، جانبازان، تکنو، فامیلی، فیلتر، امنیت، ایمان، دکوراسیون، هدف، نیک، باور، میکروبرد، تست، استار، تک، مدرن، پیکسپاه، تکنیک، دیتا، تک نو، تکنولوژی، اورست، مونتاژ، ونوس، دفتر، ایتال، بیو، کنترل، ‌متریک، مترلژی.

نمونه اسم برای انتخاب اسم شرکت:

آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر کورش وزن داریوش اول

آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی

آفره دخت : دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .

آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز

آذین : زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش

آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت

آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید بقیه در ادامه مطلب…

آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داریوش سوم

آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر کورش وزن داریوش اول

آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی

آفره دخت : دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .

آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز

آذین : زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش

آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت

آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید

آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان – پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر

آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی

آرتام:والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی

آرتمن:نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه

آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی

آرمان : آرزو – خواهش – امید

آرمین : آرام گرفتن – پسر کیقباد پادشاه پیشدادی

آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است

آریا فر: دارنده شکوه آریائی

آریا : آزاده نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد هند و اروپائی

آریا مهر : دارنده مهر ایران – از سرداران داریوش سوم

آرین : سفید پوست آریائی

آزاده : دلیر و بی باک ، رها

آزرم : شرم ، مهر ، محبت ، عشق

آزرمدخت : یکی از ملکه های ساسانی

آزیتا : آزاده

آناهیتا : الهه آب

آونگ : شبنم – نام کردی

آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار

آیدا : شاد، ماه – نام تذکمنب

اتسز : لاغر و استخوانی – از پادشاهان خوارزم

اختر : ستاره ، علم ، درفش

ارد : خیر وبرکت ، فرشته نگهبان ثروت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی

ارد شیر : شیر زیبا – اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان

اردوان : نام پادشاهان معروف اشکانی

ارژن : درختی با چوب بسیار سخت و محکم – نام کردی

ارژنگ : آرایش – کتاب مانی نقاش – دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت

ارسلان : شیر، دلیر و شجاع – نام پادشاه سلجوقی

ارغوان : نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ

ارمغان : هدیه ، تحقه ، سوغات

ارنواز: نوازش شده اهورا – دختر جمشید شاه پیشدادی

اروانه : نام گلی کوهی است – نامی کردی

استر : ستاره – بردارزاده مردخای وزن خشایارشاه

اسفندیار : پاک آفریده شده – پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد

اشکان : منسوب به اشک – بنیانگذار سلطنت پارتها

اشکبوس : پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد

افسانه : داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان

افسون : سحر و جادو ، حیله و تزویر

افشین : با همت .

امید : انتظار ، آرزو

انوش (‌ آنوشا ) : استوار و جاوید – دخترمهرداد ششم

انوشروان : دارنده لوح جاویدان – لفب خسرو اول پادشاه ساسانی

اورنگ : عقل و کیاست ، تخت پادشاهی

اوژن : شکست دهنده ، دشمن برانداز

اوستا : نام کتاب آسمانی زردشت

اهورا : صاحب ، فرمانروای دانا

ایاز : بزرگ و پاینده – نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی

ایران : محل زندگی آریائیها

ایراندخت : دختر ایران

ایرج : یاری دهنده آریائیها – پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی

ایزدیار : کشی که خداوند یار اوست

بابک : پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان

باپوک : کولاک ، نامی کردی

باربد : پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز

بارمان : لایق – نام سردار افراسیاب

بامداد : پگاه ، سپیده دم – نام پدر مزدک

بامشاد : کسی که در سحرگاهان شاد است – نوازنده مشهور دربار ساسانیان

بانو : خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب

بختیار : خوشبخت ، خوش اقبال – استاد رودکی در موسیقی

برانوش : مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی

بردی : پسر کورش و برادر کمبوجیه

برزو : بلند قامت – پسر سهراب و نوه رستم دستان

برزویه : طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی

برزین : بلند و تنومند – ازپهلوانان ایران – نام پسر گرشاسب

برمک : از وزیران ساسانی – نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ

بزرگمهر : خورشید بزرگ – نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی

بنفشه : گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی

بوژان : رشد کرده – نامی کردی

بویان : خوشبو – مامی کردی

بهار : شکوفه و گل – سه ماه اول سال شمسی

بهارک : بهار کوچولو

بهاره : بهاری

بهتاش : خوب ومانند

بهداد : نیک آفریده شده

بهرام : پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی

بهدیس : خوش رنگ ، خوشگل

بهرخ : زیبا چهره ، قشنگ

بهرنگ : خوش رنگ

بهروز : خوشبخت ، نیکبخت

بهزاد : نیک نژاد – مینیاتوریست مشهور صفویان – نام اسب سیاوش

بهشاد : خوشحال وشاد

بهمن : نیک اندیش – برف انبوه که از کوه فرو ریزد – جانشین اسفندیار

بهناز : خوش ناز‌، باناز ، طناز

بهنام : نیک نام

بهنود : سلامت ، عافیت

بهنوش : کسی که نیک مینوشد

بیتا : بی همتا ، بی مانند

بیژن : ترانه خوان ، جنگجو – پسر گیو و دلداده منیژه

پارسا : پاکدامن ، زاهد

پاکان : پاکها – نامی کردی

پاکتن : نیکو چهر پاکیزه تن

پاکدخت : دختر پاک

پانته آ : همسر آرتاداس که مادها او را به کورش هدیه کردند امانپذیرفت

پدرام : آراسته ، نیکو ، شاد

پرتو : روشن ، تابش

پرشنگ : تابش ، آتشپاره

پرتو : روشن ، تابش ، فروغ

پرستو : پرنده مهاجر

پرویز : پیروز – لقب خسرو دوم ، پادشاه ساسانی

پردیس : بهشت ، باغ و بستان

پرهام : ازاشخاص بسیار ثروتمند در زمان بهرام گور

پژمان : افسرده ، غمگین

پژوا : بیم و هراس

پرنیا : پارچه حریر

پشنگ : میله آهنی – نام پدرافراسیاب

پروانه : حشره ای زیبا که خود را به شعله می زند

پروین : ثریا ، ستارگان کوچک نزدیک به هم

پری : فرشته ، جن ، همزاد

پریچهر : زیبا روی – نام زن جمشید شاه

پریدخت : دختر پری ، همسر سام نریمان و مادر زال

پریسا : همچون پری

پرناز: پری ناز دار

پریوش : پری روی ، فرشته روی

پریا : کبوتر بال شکسته ای که به دنبال آشیانه می گردد.

پوپک : هدهد

پوران : جانشین ، یادگار

پوراندخت : نام دختر خسروپرویز

پوریا : پهلوان محمد خوارزمی ملقب به پوریای ولی

پولاد : آهن سخت و کوبیده ، نام پهلوان ایرانی زمان کیقباد

پویا : رونده و دونده – نامی کردی

پونه : گیاهی خوش عطر و بو که در کنار جویها می روید.

پیام : الهام ، وحی ، پیغام

پیروز: کامیاب ، فاتح ، نام چند نفر از پادشاهان ساسانی

پیمان : عهد ، قول وقرار – عنوان اسامی مردان در فارسی دری

تابان : تابنده ، منور

تاباندخت : دختر تابناک

تاجی : تاجدار ، نام و عنوانی در فارسی دری

تارا : ستاره

تاویار : آتشبان – نامی کردی

ترانه : زیبا و صاحب جمال ، سرود ، نغمه

تناز : نازنین ، با ناز و کرشمه – نامی کردی

توران : نام دختر خسروپرویز – سرزمین تور

توراندخت : دختری از توران

تورج : دلاور ، یکی از سه پسر فریدون شاه

تورتک : خروس صحرایی ، قرقاول

توفان : باد سخت

توژال : برف اندک – نامی کردی

تیر داد : داده تیر ، اشک دوم پادشاه اشکانی

تینا : گل ، نامی کردی

تینو : تشنه ، نامی کردی

جابان : سردار ایرانی یزدگرد

جامین : اسم یکی از قهرمانان ایران زمین ، نامی کردی

جاوید : پایدار ، همیشگی

جریره :‌ نام دختر پیران ویسه که همسر سیاوش شد.

جمشید : پسر طهمورث هارمین پادشاه پیشدادی

جوان : برنا ، دلیر ، شاداب

جویا : جوینده – پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.

جهان : دنیا ، عالم ، گیتی ، کیهان

جهانبخت : شانس و اقبال جهان

جهانبخش : بخشنده جهان

جهاندار : نگهبان جهان

جهانگیر : فاتح جهان – نام پسر رستم

جهان بانو : بانوی جهان ، ملکه جهان

جهاندخت : دختر گیتی

جهان ناز : مایه فخر عالم

جیران : آهو ، نامی ترکی

چابک : زرنگ ، چالاک

چالاک : سریع و زبردست

چاوش : پیشرو و پیش قراول کاروان

چترا : دوازدهمین پادشاه سلسله ماد

چوبین : کنیه و لقب بهرام چوبی از سردار انوشیروان

چهرزاد : نام دختر بهمن است که سی سال پادشاهی کرد

خاوردخت : دختر مشرق زمین

خداداد : خدا داده

خدایار : دوست خدا – فرمانروای بخارا بوده است

خرم : شاد و خندان – پهلوان خرم از عهد شاه شجاع است

خرمدخت : دختر شاد و خندان

خسرو : مشهور ، نیک نام – لقب چند تن از پادشاهان ساسانی

خشایار : قهرمان ، نیرومند – نام پسر داریوش کبیر هخامنشی

خورشید : درخشنده آفتاب – معشوقه جمشید درداستان جمشید و خورشید

دادمهر : زاده آتش ، نام استاندار پارسی طبرستان

دارا : مالدار، ثروتمند ، از نامهای خداوند

داراب : نام پسر بهمن پادشاه کیانی

داریا : دارنده ، ازنامهایی که در اوستا آمده است

داریوش : نگهبان نیکی – فرزند ویشتاسب از شاهان بزرگ هخامنشی

دانوش : از اسمهائی که در کتاب وامق و عذرا آمده است

داور‌:‌ حاکم عادل ، قاضی

دایان : ماما ، نامی کردی

دریا : بحر ، نام فرزند علاالدین عماد شاه

دل آرا : محبوب و معشوق

دل آویز : دلچسب ، دلکش ، آویزه دل

دلارام : مایه آرامش دل / معشوقه بهرام گور

دل انگیز : گوارا ، مطلوب

دلبر : برنده دل ، یار و معشوق

دلبند : عزیز و گرامی

دلربا : رباینده دل ، محبوب

دلشاد : شادمان و خوشحال

دلکش : جذب کننده دل ، دلربا ، دلپذیر

دلناز : آنکه قلب و دلش ناز است

دلنواز : مهربان ، مشفق

دورشاسب : نام جد پنجم گرشاسب ، دور از اسب پادشاه

دنیا : عالم و گیتی

دیااکو: اولین پادشاه مادها در قرن هفتم پیش از میلاد

دیانوش : دزد دریائی در داستان وامق و عذرا

دیبا : پارجه ابریشمی رنگی ، روی زیبا

دیبا دخت : دختر زیبا ، دختری همچون پرنیان

رابو : نام گلی بهاری – نامی کردی است

رابین : مشاور ، متعمد – نامی کردی است

رادبانو : بانوی بخشنده و جوانمرد

رادمان ( رادمن ) : نام سپهسالار خسرو پرویز ساسانی

رازبان : راز دار – عنوان مردان بزرگ در پارسی دری

راژانه : رازیانه – نامی کردی برای دختران

راسا : هموارو صاف – نامی کردی

رامتین : آرامش تن – موسیقی دان عهد ساسانیان

رامش : فراغت ، آسودگی ، راحتی ، نام هیربد زردشتی

رامشگر : خواننده و نوازنده ، خنیاگر

رامونا : نگهبان عاقل

رامیار : چوپان و گوسفند چران

رامیلا : خدای بزرگ ، نامی آشوری است

رامین : معشوقه ویس ، نام یکی از سرداران ایران

راویار : شکارچی – نامی کردی

رژینا : مانند روز – نامی کردی

رخپاک : دارای چهره پاک

رخسار : چهره ، سیما

رخشانه : منسوب به رخش

رخشنده : تابان ، کنایه از خورشید است

رزمیار : رزمنده ، مبارز

رستم : تنومند و قوی اندام ، جهان پهلوان ایرانی و قهرمان بزرگ شاهنامه

رکسانا : نورانی ، روشن

روبینا : یاقوت سرخ

رودابه : فرزند تبان ، زن پسرزا ، نام قلعه ای در غرب ایران

روزبه : خوشبخت : بهروز، از موبدان بهرام گور ساسانی

روشنک : مشعل دار ، همچنین نام دارویی گیاهی است

روناک : روشن

رهام : نام پسر گودرز

رهی : راهی شده ، روان ، مسافر

ریبار : رهگذر ، نامی کردی

راسپینا : پائیز ، لغت زند و پازند

زادبخت : خوشبخت ، خوش اقبال

زاد به : بهزاد ، نیک زاده شده

زاد چهر : دارای نژاد پاک و اصیل

زاد فر : زاده روشنی

زال : فرزند سپید موی سام نریمان و پدر رستم قهرمان ملی ایرانیان

زادماسب : برادر شاپور ساسانی ، نام یکی از قضات ساسانی

زاوا : داماد ، نامی کردی

زردشت : صاحب شتر زرد و زرین ، پیامبر ایران باستان

زرنگار : طلا کوب ، زرین

زری : طلائی ، زربفت

زرین : طلائی رنگ ، منصوب به زر

زرینه : آنچه منسوب به زر است

زمانه : روزگار ، دهر

زونا : گیاهی با گل کبود رنگ ، نامی کردی

زیبا : خوشگل ، قشنگ ، خوب ونیکو

زیبار : قبیله ای از کردها ، نامی کردی

زیما : زمین ، لغت اوستائی

زینو : زنده ، پابرجا – نامی کردی

ژاله : شبنم ، قطره

ژالان : گلهای دارای قطره و شبنم – نامی کردی

ژیار : زندگی ، زندگی شهری – نامی کردی

ژینا : زندگی و حیات – نامی کردی

ژیوار : زندگی

سارا : صحرا ، کوه و دشت – نامی کردی

سارک : سار کوچک ، پرنده ای سیاه رنگ وبزرگتر از گنجشک

سارنگ : نام سازی شبیه به کمانچه

ساره : بامداد ، فردا – نامی کردی

ساسان : سوال کننده ، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند

ساغر : پیاله شرابخوری ، جام

سام : سیه چرده – جهان پهلوان ایرانی وجد رستم

سامان : ترتیب ، نظام ، زندگی

سانا : سهل و آسان

ساناز : کمیاب ، نادر، نام گلی است

سانیار : حامی و یار و پشتیبان – نامی کردی

ساویز : خوش اخلاق ، مهربان – نامی کردی

ساهی : آسمان صاف – نامی کردی

ساینا : خاندانی از موبدان زردشتی ، سیمرغ

سایه : منطقه تاریک پشت هر جسم ، حمایت

سپنتا : مقدس ، محترپ

سپند : اسفند

سپهر : آسمان ، نام فرزند کیخسرو

سپهرداد : بخشیده اسمان – داماد داریوش هخامنشی

سپیدار : درخت سفید

سپید بانو : بانوی سفید و درخشان

سپیده : سحرگاه ، سپیدی چشم

ستاره : کرات آسمانی که در شب می درخشند

ستی : دختر ، سیتا

سرافراز : سربلند ، متکبر

سرور : رئیس ، پیشوا

سروش : شنیدن و فرمانبرداری – فرشته مظهر اطاعت

سرور : شادمانی ، خوشحالی

سوبا : شناگر ، فردا

سوبار : اسب سوار – لغت زند و پازند

سنبله : یک خوشه گندم

سودابه : دختر زا – سود ده

سوری : سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم

سورن : خانواده ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند

سورنا : سردار دلیر و خردمند پارتی

سوزان : سوزنده ، ملتهب

سوزه : سبزه ، نامی کردی

سوسن : گلی به رنگهای سفید، کبود ، زرد و حنایی

سومار : نام قبیله ای از کردها

سولان : نام گلی است ، نامی کردی

سولماز : زنی پیرو پژمرده نمی شود

سوگند : شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند

سهراب : سرخ روی ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود

سهره : پرنده ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد

سهند : کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان

سیامک : مجرد – نام پسر کیومرث

سیاوش : دارنده اسب سیاه ، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید

سیبوبه ‌: مانند سیب ، دانشمند شهیر ایرانی ، منصف الکتاب

سیما : چهره ، رخ

سیمدخت : دختر نقره ای و سفید

سینا : مرد دانشمند ، نام پدر شیخ ابوعلی سینا

سیمین : نقره ای ، سفید

سیمین دخت : دختر نقره ای و سفید

شاپرک : پروانه

شادی : شادمانی ، خوشحالی ، شور شادان : شادمان

شادمهر : مهربان ، با محبت

شاران : گردنبند درست شده از بادام – نامی کردی

شاهپور : پسر شاه ، شاهزاده – نام چند تن از شاهان ساسانی

شاهدخت : دختر شاه ، شاهزاده خانم

شاهرخ : شاه منظر ، کسی که رخساری همچون شاه دارد

شاهین : پرنده ای شکاری

شاهیندخت : دخت شاهین

شایسته : سزاوار ، لایق

شباهنگ : بلبل ، ستاره کاروان کش

شب بو : نام گلی است که شب هنگام باز می شود

شبدیز: سیه فام ، سیه چرده ، نام اسب خسروپرویز

شبنم : رطوبتی که شب هنگام روی گلها می نشیند

شراره : گرمای سوزان ، عشق فراوان ، نامی کردی

شرمین : شرمسار ، خجل

شروین : یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی

شکوفه : گل درختان میوه دار ، شکفته

شکفته : خندان ، بشاش

شمشاد : درختی زینتی و تقریبا همیشه سبزکه دستمایه بسیاری از شاعران است

شمین : خوشبو، خوش عطر

شوان : شبان ، چوپان – نامی کردی

شمیلا : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی بانوی بزرگوار

شورانگیز : فتنه انگیز ،‌ ایجاد کننده شور و شوق

شوری : خوش قیافه ، قد بلند- نامی کردی

شهاب : شعله آتش ، سنگ آسمانی ، ستاره دنباله دار

شهبار : درخورشاه ، لایق شاه

شهباز : باز سفید رنگ ، شاه باز

شهبال : پر بزرگ پرندگان

شهپر: پرشاهانه

شهداد : داده و بخشیده شاه

شهرآرا: آنکه به زیبایی مایه آرایش شهراست ، آرایش دهنده شهر

شهرام : رام و مطیع شاه

شهربانو : بانوی شهر ، ملکه

شهرزاد : شهرزاده ، بومی – نقال قصه های هزار و یک شب

شهرناز : خواهر جمشید و همسر ضحاک ماردوش

شهرنوش : شیرینی شهر

شهره : مشهور و نامی

شهریار : پادشاه ، یارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب

شهرزاد : شاهزاده ، فرزند شاه

شهلا : زن سیه چشم

شهنواز : نوازش شده شاه

شهین : منسوب به شاه

شیبا : نسیم شبانه – نامی کردی

شیدا : آشفته و عاشق

شیده : ‌خورشید ، درخشان

شیردل : پهلوان و دلاور

شیرزاد : شیر بچه ، همچون شیر

شیرنگ : به رنگ شیر ، مانند شیر

شیرو : پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فریدون       

شیرین دخت : دختر شیرین

شیما : دخترانه ، نامی کردی

شینا : قدرتمند ، توانا – نامی کردی

شیرین : مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرویز

شیوا : شیرین بیان ، خوش زبان ، ایزد بزرگ هندیان باستان

طوس : فرزند نوذر پهلوان ایرانی شاهنامه

طوطی : پرنده سبز رنگ و سخنگوست و نام برخی زنان در فارسی دری است .

طهماسب : دارای اسب قوی – نام پسر منوچهر

طهمورث : روباه تیزرو و قوی ، پادشاه پیشدادیان و پدر جمشید

غوغا : آشوب ، هیاهو

غنچه : گل نشکفته ، کنایه از دهان معشوق

فتانه : از نامهای کردی برای دختران

فدا : قربانی ، نامی کردی

فراز : بلندی و شکوه

فرامرز : شکوه مرزداری – نام پسر رستم دستان

فرانک : سیاه گوش ، نام مادر فریدون ، نام همسر بهرام گور ساسانی

فراهان : محل شکوه و جلال

فربد : مناعت ، بزرگی

فربغ : شکوه خداوند

فرجاد : دانشمند و فاضل

فرخ : تابان و زیبا – نام یکی از امیران سیستان در عهد سلجوقیان

فرخ پی : نیک پی و نیک قدم

فرخ داد : مبارک آفریده شده

فرخ رو : دارای صورت زیبا

فرخ زاد : مبارک زاد ، خجسته زاد ، رستم فرخزاد سردار معروف ساسانیان است

فرخ لقا : درای چهره زیبا ، خوشگل

فرخ مهر : زیبا همچون خورشید

فرداد : داده شکوه وزیبائی

فردیس : بهشت ، بوستان

فرین : یگانه ، شکوه دین ، مخفف فروردین ماه اول بهار

فرزاد : زاده فرو شکوه

فرزام : شایسته و لایق – نامی کردی

فرزان : عاقل ، حکیم ، دانشمند

فرزانه : دانشمند ، عاقل و عالم

فرزین : عالم ، وزیر دربار

فرشاد : شا دمان ، مسرور ، خوشحال

فرشته : فرستاده الهی و آسمانی

فرشید : درخشانتر ، نام برادر پیران ویسه

فرمان : دستور ، حکم

فرناز : داری ناز فراوان

فرنگیس ( فری گیس ) : نام دختر افراسیاب و همسر دوم سیاوش

فرنود : دلیل و برهان

فرنوش : شکوه ، نام پادشاه باستانی ماد

فرنیا : نامی برای پسران

فروتن : افتاده حال ، متواضع

فرود : پائین – نام پسر سیاوش ، نام پسر کیخسرو نام پسر خسرو پرویزو شیرین

فروز : روشنائی ، روشنی

فروزان : تابان ، درخشان

فروزش : روشنی ، تابناک

فروزنده : درخشان ، درخشنده

فروغ : روشنائی ، تابش

فرهاد : عاشق افسانه ای شیرین

فرهنگ : شکوه ، ادب ، تربیت

فرهود : صداقت و راستی در دین

فربار : همراه خوب و شایسته

فریبا : زیبا و فریبنده

فرید : بی همتا، نامی کردی

فریدخت : دختر بی همت

فریدون : دارای شکوهی اینچنین ، پادشاه پیشداری که بر ضحاک ماردوش غلبه کرد

فریمان : فر و شکوه ایمان

فریناز : عشوه گر ، پریناز

فرینوش : شکوه شیرین

فریوش : زنگ ، همان پریوش هم هست

فیروز : پیروز و مظفر

فیروزه : سنگی گرانبها با رنگ فیروزه ای

قابوس : معرب کاووس است

قباد : سرور گرامی ، شاه محبوب ، پدر کیکاوس از پادشاهان کیانی

قدسی : بهشتی ، روحانی

کابان : کدبانو ، نامی کردی برای دختران

کابوک : کبوتر ، نامی کردی برای دختران

کارا : فعال و کوشا

کارو : از نامهای ارمنی ایرانی به معنی نوید دهنده

کاراکو : نام یکی از سرداران ماد

کامبخت : کسی که بخت به کام اوست

کامبخش : آرزو دهنده ، مراد بخش

کامبیز : صورت فرانسوی (( کمبوجیه )) پسر کورش است

کامجو : کامجوینده

کامدین : یکی از دانایان دین زردشت

کامران : سعادتمند و خوشبخت

کامراوا : به مقصود و مراد رسیدن

کامک : آرزو و خواهش کوچک

کامنوش : کامروا ، خوشبخت

کامیار : کامروا و پیروز

کانیار : معدن شانس ، نامی کردی

کاووس : پادشاه توانا – از پادشاهان کیانی و پسر کیقباد

کاوه : آهنگر معروف ایران باستان که علیه ضحاک قیام کرد

کتایون : جهان بانو ، دختر قیصر روم و مادر اسفندیار

کرشمه : ناز و غمزه

کسری : معرب خسرو است

کلاله : موی پیچیده ، دختری با موهای مجعد

کمبوجیه : نام پسر کورش کمبوجیه است

کوشا : کوشنده ، ساعی

کهبد : خداوند کوه ، عابد

کهرام : رام شده کوه نام برادر و سردار افراسیاب

کهزاد : زاده کوه ، کسی که در کوه زائیده شده است

کیارش : شهریار بزرگ

کیان : پادشاه ، امیران

کیانا : فرستاده ، نامی کردی

کیانچهر : دارای چهره پادشاهان

کیاندخت : شاهدخت ، دختر شاه

کیانوش : بسیار شیرین ، نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه

کیاوش : بزرگوار – نام پدر کیقباد

کیخسرو : پادشاه نیکنام ، پسر سیاوش و سومین پادشاه کیانیان

کیقباد : پادشاه محبوب – پدر کیکاوس و سر سلسله کیانیان

کیکاووس : سیاه چرده ، سبزه ، نام پسر کیقباد و پدر کیاوش

کیوان : سیاره زحل و دومین سیاره منظومه شمسی پس از مشتری است

کیوان دخت : دختر سیاره کیوان

کیومرث : نخستین انسان ، و به گفته شاهنامه نخستین پادشاه

کیهان : جهان و گیتی

کیاندخت : دختر گیتی

کیهانه : جهان کوچک

گرد آفرید : پهلوان زاده شده

گردان : پهلوانان ، یلان

گرشا : به ر وایت شاهنامه همان کیومرث اولین پادشاه است

گرشاسب : صاحب اسب لاغر ، پهلوان ایرانی و جد رستم

گرشین : شعله آبی ، نامی کردی برای دختران

گرگین : منسوب به گرگ ، پسر میلاد از پهلوانان زمان کیخسرو

گزل : زیبا ، نامی ترکمنی است

گشتاسب : صاحب اسب رمنده ، پدر داریوش هخامنشی

گشسب : دارنده اسب نر

گشسب بانو : دختر رستم و زن گیو

گل : گیاهان رنگی کوچک که دستمایه شاعرانند

گل آذین : حالت قرار گرفتن گلها روی شاخه ها

گل آرا‌ :‌ آراینده گل

گلاره : تخم چشم ، نامی کردی

گل افروز : فروزنده گل

گلاله : دسته گل

گل اندام : آنکه اندامش مانند گل است

گلاویز : گیاهی برای زینت گل

گلباد : داری بوی گل

گلبار : پرگل ، گل افشان

گلبام : گلبانگ

گلبان : نگهدارنده گل

گلبانو : بانوی چون گل

گلبرگ : هر یک از برگهای یک گل ، مثل برگ گل

گلبو : معطر ، خوشبو

گلبهار : مثل گل بهاری

گلبیز : گل افشان

گلپاره : تکه گل ، پاره ای از گل

گلپر : برگ گل ، پر گل

گلپری : پری همچون گل

گلپوش : پرازگل ، پوشیده از گل

گل پونه : کسی که چهره اش به لطافت گل است

گلچین : باغبان ، عاشق گل ، کسی که گل می چیند .

گلدخت : دختر گل

گلدیس : به رنگ گل ، مانند گل

گلربا : رباینده گل

گلرخ : بسیار زیبا همچون گل

گلرنگ : به رنگ گل ، شرابی رنگ

گلرو : زیبا و سرخ رو

گلشن : گلزار و گلستان

گلریز : ریزنده گل

گلزاد : زائیده گل

گلزار : گلستان ، جای پرگل

گلسا : مثل گل

گلشید : درخشان چون گل

گلنار : گل انار ، شکوفه انار

گلناز : کسی که ناز و غمزه اش مثل گل است

گلنسا : گل بانو ، خانم گل

گلنواز : نوازش شده گل

گلنوش : شیرین مثل گل

گلی : مانند گل ، قرمز رنگ

گودرز : از پهلوانان عهد کاوس وکیخسرو و یکی از پادشاهان معروف اشکانی

گوماتو : انقلابی زمان مادها که برای براندازی مادها و هخامنشیان قیام کرد

گهر چهر : آنکه چهره اش همچون گوهر است

گوهر ناز : کسی که همچون گوهر نازش گرانبهاست

گیتی : دنیا ، جهان ، عالم

گیسو : موی بلند زنان

گیلدا : طلا

گیو : پهلوان نامی شاهنامه و پدر بیژن

لادن : گلی به رنگهای زرد و نارنجی

لاله : گلی که رنگهای گوناگون دارد و معروفترین آن لاله سرخ و صحرائی است

لاله رخ : کسی که روی همچون لاله دارد

لاله دخت : دختر لاله

لبخند : تبسم

لقاء : چهره ، سیما

لومانا : نام محلی در کردستان ، نامی کردی برای دختران

لهراسب : دارای اسب تندرو ، از پادشاهای کیانی و پدر گشتاسب

مارال : آهو ، نامی ترکی

ماری : کبک ماده ، نامی کردی

مازیار : اورا مزدایار – پسر قارون فرمانروای طبرستان

ماکان : نام پسر یکی از سران دیالمه

مامک : مادر کوچک و مهربان

مانا : نام خداوند بزرگ و نام یکی از دولتهای ماد ، نامی کردی

ماندانا : دختر آژدهاک و مادر کورش هخامنشی

مانوش : کوهی که منوچهردربالای آن متولد شده است

مانی : پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی

مانیا : خسته شده ، نامی کردی

ماهان : منسوب به ماه

ماهاندخت : دختر ماهان

ماه برزین : یکی از بزرگان دولت ساسانیان

ماه جهان : زیبای جهان

ماهچهر : زیبا رو ، قشنگ

ماهدخت : دختر ماه

ماهور : تابناک – نامی کردی

ماهرخ : آنکه صورتی چون ماه زیبا دارد

ماهزاد : زاده ماه

مردآویز: جنگنده و دلاور

مرداس : مرد آسمانی – نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد

مرزبان : مرزدار – مرزبان بن رستم نویسنده کتاب مرزبان نامه

مرمر : ازسنگهای آهکی که صیقلی و جلا پذیراست ، سنگ مرمر

مزدک : خردمند کوچک – مردی که در زمان ساسانیان ادعای پیغمبری کرد اما کشته شد

مژده : نوید ، بشارت

مژگان : مژه ها

مستان : شادان ، شادمان

مستانه : خوشحال ، مانند مست

مشکاندخت : دختر خوشبو

مشکناز : مشک ناز دار

مشکین دخت : دختر مشک آلود و معطر

منیژه : پاک و سفید روی – نام دختر افراسیاب

منوچهر : کسی که چهره بهشتی دارد – از پادشاهان پیشدادی

مهبانو : بانوی بزرگ ، بانوی همچون ماه

مهبد : یکی از وزیران انوشیروان ساسانی

مه داد : از فرماندهان نظامی پارسیان ویکی از نامهای دوران هخامنشی

مهتاب : ماه تابان ، ماه تابناک

مهدیس : ماهرو ، زیبا ، خوشگل

مه جبین : انکه پیشانیش مانند ماه درخشان است

مه دخت : ماه دخت ، دختر ماه

مهر آذر : یکی از موبدان پارس در زمان انوشیروان – خورشید آذر

مهر آرا : آرایش دهنده مهر

مهر آسا : همچون خورشید زیبا روی

مهر آفاق : خورشید افقها

مهر افرین : عشق آفرین ، آفریننده عشق

مهرآب : کسی که فروغ خورشید دارد – نام جد مادری رستم

مهرداد : بخشنده ماه

مهر افزون : بالا برنده عشق و محبت

مهرام : رام شده ماه

مهران : منسوب به مهر است و یکی از خاندانهای عصر ساسانی

مهراندخت : دختر مهر و محبت

مهراندیش : دارای اندیشه با مهر و محبت

مهرانفر : شکوه

مهرانگیز : ایجاد کننده مهر و محبت و عشق مهرپویا : پوینده مهر

مهرداد : داده خورشید- خورشید عدالت – نام چند تن از پادشاهان اشکانی – خزانه دار بزرگ کوروش بزرگ

مهر دخت : دختر آفتاب

مهرزاده ‌: زاده خورشید ، زیبا روی

مهرناز : ناز خورشید

مهرنوش : خورشید جاویدان – یکی از پسران اسفندیار که بدست فرامرز کشته شد

مهرنکار : آرایش دهنده خورشید ، مهر آرا- نام یزدگرد

مهرنیا : ازنژاد مهر

مهروز : آنکه روزی چون خورشید دارد

مهری : منسوب به مهر ، منسوب به خورشید

مهریار : دوست خورشید

مهسا : مانند ماه زیبا روی

مهستی : ماه هستی ، ماه روزگار ، گرانبهاترین

مه سیما: آنکه صورتی چون ماه دارد

مهشاد : ماه شادمان

مهشید : پرتوماه

مهنام : آنکه نامش چون ماه است

مهناز : نازماه

مهنوش : ماه همیشگی

مهوش :‌ مانند ماه

مهیار : یار ماه ، نام پسر داریوش سوم هخامنشی

مهین : ماه زیبا رو

مهین دخت : دختر بزرگ

میترا : دوستی و محبت و مهر

میخک : گلی زیبا به رنگهای قرمز، سفید ، صورتی وزرد

مینا : گلی کوچک و زینتی ، گردنبند

مینا دخت : دختر مینا

مینو : بهشت ، جنت

مینودخت : دختر بهشت ، دختر پاک

مینو فر : دارای شکوه بهشتی

نادر : کمیاب ، بی همتا – نادر شاه افشار سر سلسله افشاریه درایران

ناز آفرین : معشوقی که ناز فراوان می کند

نازبانو : بانوی ناز دار

نازپرور : پرورش یافته در ناز

نازچهر : کشی که چهره ناز دارد

نازفر : دارای شکوه

نازلی : پرناز و غمزه – نامی ترکی برای دختران

نازی : با ناز ، اهل ناز

نازیدخت : دختر ناز

نامور : مشهور ، ارزنده

ناهید : پاک و بی آلایش – نام مادر اسفندیار

ندا : آواز ، بانگ ، فریاد

نرسی : فرشته وحی در اوستا – نام پسر شاپور نوه اردشیر بابکان

نرگس : گلی خوشبو و زیبا

نرمک : زیبا و لطیف – نامی کردی برای دختران

نرمین : لطیف و ملایم

نریمان : پهلوان ، دلیر – نام پدر سام

نسترن : گلی سفید و زیبا از گونه های نرگس

نسرین : گلی سفید و پر برگ

نسرین دخت : دختر نسرین

نسرین نوش : نام همسر بهرام گور

نکیسا : نوازنده و خواننده دربار خسرو پرویز ساسانی

نگار: نقش ، بت ، صنم

نگاره : شکل دارای نقش و نگار

نگارین : نقاشی شده

نگین : گوهر قیمتی

نوا : ناله ، آواز

نوش ( انوش ) : زندگی جاوید

نوش آذر : آتش جاویدان – از آتشکده های عصر ساسانی

نوش آور : چیزی که زندگی و حیات می آورد

نوشا : نوشنده ، آشامنده

نوش آفرین : افریننده شادی و شیرینی

نوشدخت : دختر شاد

نوشروان ( انوشیروان ) : جاویدان ،‌ اولین خسرو ساسانی

نوشفر : شکوه جاوید

نوشناز : دارای ناز و ادای شیرین

نوشین : گوارا و شیرین

نوید : مژده و بشارت

نوین : تازه ، جدید

نوین دخت : دختر تازه به دنیا آمده

نیش ا : خال و نشانه – نامی کردی برای دختران

نیک بین : خوش بین

نیک پی : پاک نژاد

نیک چهر : خوشگل و زیبا

نیک خواه : شخص خیر خواه و خیراندیش

نیکداد : بخشنده نیکی

نیکدخت : دختر پاک و نیکو

نیکدل : دل پاک

نیکزاد : زاده نیکی و پاکی

نیلوفر : گل پیچک و زینتی به رنگهای سفید و سرخ وآبی

نیما : لقب علی اسفندیاری پدرشعر نو درایران ، نیما یوشیج

وامق : دوست دارنده ، عاشق – عاشق عذرا

ورجاوند : ارجمند – به اعتقاد زردشتیان کسی که درآخر زمان ایران را آباد می کند

وریا : پیدار، آگاه – نامی کردی برای پسران

وشمگیر : شکارچی بلدرچین – نام نام پسر وردانشاه از مولوک دیالمه

وهرز : نام مرزبان کشور یمن درعهد انوشیروان

وهسودان : نیک آسوده و آرام – عنوان یکی از سلاطین آذربایجان

ویدا : آموزنده و تعلیم دهنده

ویس : نام معشوق رامین در داستان ویس و رامین

ویشتاسب : صاحب اسبان فراوان

ویگن : از اسمهای ارمنی ایرانی به معنی جهش و پرش

ثبت شرکت دو سیلابی

بر اساس قانون ثبت شرکت ها و دستور العمل ویژه ثبت نام اشخاص حقوقی، ثبت شرکت دو سیلابی ممنوع نمی باشد. البته ثبت شرکت دو سیلابی فرایندی بسیار طولانی تر و پیچیده تردارد.

چنانچه نام دوسیلاب برای شما اهمیت دارد لازم است با گروه مشاورین و وکلای معتمد و با تجریه مشورت نمایید.

عموم نام هایی که برای شرکت ها به ثبت می رسد حداقل دارای سه سیلاب می باشد. یعنی عموما و اصولا دارای حداقل سه کلمه می باشد.

البته این حداقل تعداد سیلاب هایی است که برای نام  اشخاص حقوقی داده می شود.

بعضا ما با نام های تایید شده ای مواجه می شویم که بیش از این میزان را دارا می باشند. مثلا چهار یا پنج کلمه دارند.

از آنجایی که عملا منع قانونی برای نام هایی با ترکیب کمتر ازسه سیلاب نداریم اما به دلایل مختلف این مهم عملی نمی شود.

یکی از این مسائل دوری از تایید اسامی است که ترکیبی مشابه داشته باشد.

مدت زمان ثبت شرکت دو سیلابی :

در حالت عادی زمانی که نام های پیشنهادی ما حداقل ترکیب سه کلمه می باشد:

ظرف ۴۸ ساعت از تکمیل و ارسال اطلاعات اخذ تایید نام

ظرف ۱۲ تا ۱۵ روز کاری اخذ آگهی تاسیس و سایر اوراق اصلی شرکت

ظرف ۱۵ روز کاری اخذ روزنامه رسمی از روز پرداخت هزینه آن

در حالت بخصوص جهت  ثبت شرکت دو سیلابی:

ظرف ۳۰ روز کاری از تکمیل و ارسال مدارک اخذ تایید نام

ظرف ۱۲ تا ۱۵ روز کاری اخذ آگهی تاسیس و اوراق اصلی شرکت

ظرف ۱۵ روز کاری از پرداخت مبلغ روزنامه رسمی، آگهی روزنامه رسمی ارسال می شود.

ضوابط ثبت شرکت دو سیلابی :

در تعیین و تغییر نام شرکت رعایت مواد زیر الزامی است :

مواد ۹۵، ۱۱۷، ۱۴۱، ۱۶۳، ۱۸۴ و ۲۰۰ قانون تجارت.

تبصره ذیل ماده ۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت.

تبصره ذیل ماده ۱ آئین نامه ثبت تشکیلات و موسسات غیرتجاری الزامی است.

در تعیین نام شرکت باید موارد زیر رعایت گردد:

 اگر تفاوت نام پیشنهادی با نام ثبت شده تنها در استفاده از پسوندهای جمع  یا حذف آن باشد، امکان ثبت وجود ندارد. مثلا طلوع اندیشه – طلوع اندیشان

 اگر نام شرکتی بصورت ترکیبی از کلمات ثبت شده باشد نمی توان با حذف یکی از کلمات آن نام جدیدی مشابه آن به ثبت رساند.

واژه هایی که به طرز گمراه کننده ای شبیه نام ثبت شده دیگری باشند.

اضافه کردن کلمات توصیفی، به اسامی ثبت شده قبلی مورد پذیرش نخواهد بود.

اضافه کردن اعداد به نام هایی که سابقه ثبت دارند مورد پذیرش نیست.

استفاده از اعداد در نام های جدید پیشنهادی باید بصورت حروف نوشته شود.

اگر نامی این شرایط را دارا بود اصولا قابل ثبت نیست.

اما در صورتی که شرکت دارای  حق تقدم در قالب صورت جلسه هیئت مدیره اجازه تایید نام شرکت دیگر را بدهد  قابل ثبت می باشد.

نام پیشنهادی دارای شرایط زیر قابل ثبت نمی باشند:

نام های اختصاص یافته به تشکیلات دولتی و کشوری

نام هایی که اسامی و عناوین بیگانه استفاده کرده اند.

نام های مخالف موازین شرعی، نظم عمومی و یا شامل واژه های بی معنا یا الفاظ قبیح و مستهجن باشد.

نام های اختصاری یا حروفی که رسما متعلق به دولت باشد.

ترکیب دو واژه فارسی که تداعی واژه بیگانه باشد امکان پذیر نیست.

واژه های بیگانه یا غیرمتعارف یا مخفف تنها در صورتی قابل استفاده در نام شرکت هستند که مورد تایید فرهنگستان زبان و ادب فارسی قرار گیرند.

شرکت هایی که برای گرفتن تایید نام شرکت خود نیازمند اخذ مجوز می باشند، مانند شرکت های بیمه لازم است قبلا مجوز لازم را بگیرند.

مدت زمان اعتبارِ نامِ تایید شده شرکت، که منجر به ثبت و آگهی شده، نامحدود است.

در صورتیکه نام تایید شده شرکت در حال تاسیس یا تغییر منجر به ثبت و آگهی نشود، صرفا سه ماه از تاریخ تایید نام اعتبار خواهد داشت.

این مدت برای شرکت های سهامی عام، ۶ ماه و از تاریخ تشکیل مجمع عمومی موسس محسوب می شود.

نام شرکت ثبت شده با رعایت تقدم، مختص شخص حقوقی است که اسم به نام او در مرجع ثبت شرکت ها به ثبت رسیده است. دیگری حق گرفتن عین آن نام یا شبیه به آن را ندارد. این حق بعد از انحلال و تسویه شرکت برای شخص از بین می رود.

نام های تایید شده را نمی توان به دیگری انتقال داد.

در هر شرکت پس از ثبت می توان با صورت جلسه هیئت مدیره اقدام به تغییر نام کرد.

پس از برسی نام ها توسط کارشناس در صورت رد اگر متقاضی اعتراض دارد می تواند اعتراض کتبی را ارائه نماید.

Post Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با ما